92|
سه تاییمون بیداریم. هرکدوم به یه بهونه
زیزی امتحان زیست داره. میپرسه جنس پوستک از چیه؟
من مسواک به دست درحالی که هیچ ایدهای ندارم میگم آخه بعد سه سال چطور یادم باشه؟؟ و صحنه رو ترک میکنم
جوجو از اونور میگه پوسته زمین؟(((((:
.......
جوجو آدم بشدت قناعت کنیه. همیشه بهش میگیم چرا لباس جدید نمیگیری چرا کفشاتو عوض نمیکنی چرا اینکارو نمیکنی چرا اون کارو نمیکنی!
کم و بیش میشد حدس زد که چرا. بارها گفته خوش نداره حالا که انقدر بزرگ شده از بابا پول بگیره.ولی امشب وقتی دوتایی مسواک به دست بودیم، ماگی که واسش خریده بودم رو گذاشت رو کابینت و گفت:
منم از این چیزا دوست دارما ولی اگه از خودم پول داشته باشم خیلی چیزا میخرم.گفتم مثلا چیا؟
گفت ساعت میخرم از اون خووبا، کفش زیاد میخرم، ادکلن میخرم، پلیاستیشن میخرم، تبلت میخرم(بچهام خدای گیم و لپ تاپ و گوشی ایناست) هندزفری و..
یه نگاه تو صورتش انداختم و گفتم یه روز پولدار میشی از همه اینا میخری(:
یادم نمیاد تاحالا از این حرفا زده باشه. گفتهها، ولی از این جزئیات ظاهری اینا نه.شبیه بچهها حرف زد انگار. خب بچه هم هست ولی همیشه پختهتر از سنش بوده بخاطر همین با حرفش یه جوری شدم. میدونم ذاتا در قید و بند این چیزا نیست ولی خب به قول خودش اونم بدش نمیاد که. طبیعتا دوست داره.
جوجو کوچولوی من❤️