من یه کاری کردم!

امروز تو مورنینگ وقتی خانم اینترن داشت مورنینگ میداد، وقتی دیدم شرح‌حالش خیلی ناقصه و به سوالای رزیدنت جواب نمیده، اجازه خواستم و پریدم وسط و شرح‌حال خودم رو خوندم. البته چندتا جنبه رو بررسی کردم قبلش. اولا اینکه قبلا دیده بودم یه استاجر وقتی اینترن مورنینگ میداد، شروع کرد به حرف زدن و اطلاعات اینترن رو تکمیل کرد. دوما اینترن به خیلی از سوالای رزیدنت جواب نداد درحالی که من جواب‌هایی که به منم مربوط میشد رو داشتم. مثلا اینترن نمیدونست بیمار چه داروهایی میگیره درحالی که بیمار کیس اسکلرودرمی بود و پر از دارو! نمیدونم چرا نمیدونست. من از همراه بیمار نزدیک به ۱۲تا دارو گرفته بودم و همه رو یادداشت کرده بودم. خلاصه من وقتی دیدم ساکت شدن، اجازه خواستم و توضیحات تکمیلی رو دادم‌. رزیدنت ازم لیست داروهاشو خواست من تک‌تک خوندم و حتی از دارویی مثل بوسنتان ازم سوال پرسید. منم شانس آوردم دیشب از نت درآورده بودم که هر دارو واسه چیه و ربطش به اسکلرودرمی رو با خوندن یکی دو جمله‌ی مختصر فهمیدم. خلاصه خداروشکر تو جلسه خوب دراومدم. ولی آخر جلسه خانم اینترن و شوهرش، برگشتن بهم گفتن چرا شرح‌حالت تو پرونده نبود؟ منم نگفتم باخودم بردم خوابگاه که کاملش کنم و مرتب بنویسمش. گفتم نذاشتم تو پرونده چون ممکنه بوده مورنینگش رو از من بخوان. که دیگه شوهرش گفت نه از قبل بذار تو پرونده! منم گفتم باشه.

خلاصه الان عین چی میترسم دردسر درست نکنن واسم این آقا و خانم اینترن. و نمیدونم کارم تا چه حد غلط بود؟ اصلا غلط بود یا نه:/